خاطـرات سپـیـده




: یلدا بازی!!!



راستش این اولین بازی یلدا است که من دارم انجام میدم...اونم تو نت...خوب قوانین سختی نداره...و از اون مهمتر دو تا از کسایی که من خیلی دوستشون دارم منت گذاشتن و بندۀ حقیرو کاندید کردن...یه زن عزیزم و آیدای گلم و آرمیتای ماهم...منم میگم چشم و ممنونم بابت محبتشون...اما اعترافا...معمولاً باید تو این بازی به چیزایی اعتراف کرد که تو همین سال گذشته...اما فکر میکنم جالبه اگه آدم کلاً اعتراف کنه...البته گفتن همه چی خوب نمیشه...اما من یه چیزایی رو میگم...فقط تو رو خدا نگین این یارو کیه...

1-   آدم خیلی حساسیم...بر خلاف اون چیزی که وانمود میکنم...تو ظاهر خیلی قوی و محکم و سنگدل به نظر میام...اما اینطور نیست...از قرمه سبزی متنفرم...از خورشت کرفس،بامیه،کوکو سبزی،آش رشته و خلاصه هر چیزی که سبزی توش داره متنفرم...

2-   از دروغ بیزارم و اگه کسی بهم دروغ بگه معمولاً در ازای یه دروغ صد تا دروغ بهش تحویل میدم که به اصطلاح بی حساب بشیم!!!هنوزم که هنوزه رو واژۀ جادویی دوست دارم و کلاً هرگونه اقلام قربون صدقه حساسم و به اصطلاح کلی خرکیف میشم با شنیدنش!!!

3-   از رشته دانشگاهی و کاری که فعلاً دارم متنفرم و همیشه آرزو داشتم دامپزشک بشم...کما اینکه اگه با تجربیات الانم اگه دوباره سنم برگرده عقب همچنان این آرزوم خواهد بود...چون تو این دنیا مهربون تر و پاک تر از حیوونا خدا موجودی رو نیافریده...

4-   از انتقاد زیاد خوشم نمیاد و ترجیح میدم اون انتقاد خیلی خصوصی و یواشکی بهم گفته بشه...چون یه انتقاد بی جا میتونه یه انتقام بی جا رو در پی داشته باشه!!!همینطور از مجردی متنفرم و دلم میخواد همیشه کنارم شلوغ پلوغ باشه که خوب این واسم یه آرزو بوده و هست...

5-   آخریشم اینه که اگه کسی دلمو بشکنه امکان نداره هیچ وقت و تو هیچ موقعیتی ببخشمش...اما اگه با معرفت و با مرام باشه تا جون دارم مخلص و کوچیکشم...

 

پ.ن1:ممنونم از این بازی جالب...البته تو 5 تا شماره خوب طبیعتاً نشد همه چیو راجع به خودم بگم...که صد البته تو یه فرصت خوب همه چیو میگم...

پ.ن2:خیلی از دوستای گلمو میخواستم اسم ببرم که خوب نمیشه...خیلیا وبلاگ ندارن که اگه دوست داشتن میتونن تو کامنتا برام بنویسن و اعتراف کنن...خیلی ها هم درس و کار و گرفتاری دارن که خوب مسلماً میدونم...یه عده ای هم مثل یه زن عزیز و مهربونم و آیدای گلم و اقلیمای نازنینم و نگین خانومی عزیزم و آلما خانوم گل قبلاً دعوت شدن به این بازی...قرعه به نام این دوستای گلم افتاد...بنده بی تقصیرم...هیلدای گلم...مریم خانومی مهربونم و داداش احسان...شیوای گل عزیزم...مانیا خانوم عزیزم...داداش مسعود...و آقا رضای گل...(آقا کی گفته 5 نفر؟؟؟6بهتره...)

پ.ن3:بازم ممنونم...ایشالله سال دیگه دقیقاً شب یلدا همه با هم مینویسیم...بازم ممنونم...



نوشته شده توسط سپیـده در روز یکشنبه 3 دی ماه سال 1385 ساعت 01:34 AM

پیوند | چاپ







آخرین مطالب

وبلاگ من
وبلاگ من


موضوعات


بایگانی



خانه پیوند



پیوند روز


جستجو

جستجو در وبلاگ


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری



آمار وبلاگ
کل بازدید ها : 161481